يكي از بين ما دارد عروس مي شود. یکی دو روز مانده تا دو تا فنجان چای و یک قوری کوچک. یکی دو روز مانده تا دو تا بشقاب، دو تا لیوان. شاید تا بوی غذای سوخته، تا آش شور و خورشت بی نمک. چند روز مانده تا مردی دیگر، رو به روی سؤال «چند کیلو گوشت می خواهی؟» گیج بماند و نداند که برای دو نفر...
۱۳۸۷ فروردین ۱۵, پنجشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۱ نظر:
خيــــلـــي
خيلي
قشنگ بود
ارسال یک نظر